خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : عز الدين الآملي 904 ه - )
8
نهج البلاغة ( فارسى )
در آن آن را كلى خوانند چون انسان » . و اگر يك لفظ موضوع باشد از براى دو معنى يا بيشتر آن را مشترك خوانند چون لفظ عين كه موضوع است از براى چشم و چشمه و آفتاب و غير آن . و اگر دو لفظ يا بيشتر موضوع باشد از براى يك معنى از يك حيثيت هر يك از آن دو لفظ را مرادف خوانند [ 3 آ ] چون اسد و ليث . پس برين تقدير ميان انسان و حيوان ناطق و ميان سيف و صارم و ميان ناطق و فصيح ترادف نباشد . و در ترادف لازم نباشد كه الفاظ از يك لغت باشد بلكه در الفاظ كه از لغات مختلفه باشد ترادف مى باشد چون لفظ ماء و آب . و اگر لفظى را وضع كرده باشند از براى معنى و بعد از آن استعمال كرده شود در معنى دگر از براى مناسبتى پس اگر استعمال آن لفظ در معنى ثانى اكثر باشد آن را منقول خوانند مثل لفظ صلاة و صوم و مانند آن . و اگر بر عكس باشد استعمال آن لفظ را در معنى اول حقيقت خوانند و در معنى ثانى مجاز چون استعمال لفظ نور كه در روشنى و در علم ، و استعمال لفظ ظلمت در تاريكى و در جهل و مانند آن . و بدانكه در منقول شرطست كه آن لفظ را براى معنى دوم وضع كنند و در مجاز مجرد استعمال است و وضع نيست اما مى بايد كه استعمال آن لفظ در معنى مجازى و فهم آن معنى مقصود بالذات باشد ، چنان كه گفته شد . و دلالت لفظ مشترك بر جميع معانى وى اگر على السويه باشد آن لفظ را نسبت به آن معانى مجمل خوانند . و اگر دلالت او بر بعضى معانى وى راجح باشد آن را نسبت به آن راجح ، ظاهر خوانند و نسبت بمرجوح ، مأول . و اگر لفظى محتمل غير يك معنى نباشد آن را نص خوانند و گاه باشد كه نص استعمال كرده شود در اعم از اين معنى . و لفظ مركب اگر مشتمل باشد بر نسبت تامه آن را مركب تام خوانند و اگر مشتمل نباشد بر نسبت تامه آن را مركب غير تام گويند چون غلام زيد . و مركب تام
--> ( 1 ) اين عبارت را آستانه ندارد . ( 2 ) سپه ( لفظ ) را ندارد . ( 3 ) سپه : چشمه و آب و آفتاب ( 4 ) اگر كه از اختصاصات سبك كتاب نباشد زايد است - سپه : لفظ نور بود در روشنى و در علم ( 5 ) آستانه ( معنى ) را ندارد . ( 6 ) آستانه فقط : مركب